در مورد دانشگاه و دانشجو از سایر وبلاگ ها
الف) طنز:
روابط موجود در دانشگاههاي ما
۱. روابط دانشجو با استاد
۲. روابط دانشجو با دانشجو
۳. روابط استاد با دانشجو
۴. روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس
۱. روابط دانشجو با استاد
الف: دانشجو دختر است و استاد مرد:
۱. دانشجو خودشيريني مي کند به هدف نمره.
۲. دانشجو خودشيريني مي کند به هدف استاد.
معمولا در دوحالت فوق، دانشجو به هدف خود ميرسد.
ب. دانشجو پسر است و استاد مرد:
۱. دانشجو و استاد چشم ديدن يکديگر راهم ندارند.
۲. دانشجو و استاد خيلي رفيق مي شوند يه طوري که شوخيهاي آنها را نمي توان به قلم آورد.
۳. نقش سنگ را براي هم بازي مي کنند.
معمولا در هيچ کدام از حالات فوق هيچ کدام از طرفين هدفي را دنبال نمي کنند.
۲. روابط دانشجو با دانشجو
الف: پسر با پسر: استغفرالاه!
ب: دختر با دختر: خدا اون روزو نياره!
ج: پسر با دختر: آهان رسيديم سر اصل مطلب!:
۱. روابط در حد نگاه; نهايت رابطه: آمار گيري
۲. روابط در حد سلام و عليک; نهايت رابطه: احوال پرسي
۳. روابط در حد جزوه دادن و جزوه گرفتن; نهايت رابطه: کپي جزوه ها
۴. روابط در حدسالي يکبار تور يکروزه تفريحي ; نهايت رابطه: سالي دوبار تور يکروزه تفريحي!
۵. روابط در حد پارتيهاي دوره اي; نهايت رابطه: روم نمي شه بگم!
۶. روابط در حد درس خواندنهاي دست جمعي; نهايت رابطه: اضافه شدن به تعداد مرغ عشقهاي عالم!
۷. روابط در حد مرغ عشق; نهايت رابطه: …(چي بگم والا!)
۳. روابط استاد با دانشجو:
الف: استاد مرد است و دانشجو دختر:
۱. استاد از دماغ فيل افتاده است و هيچکس را تحويل نمي گيرد.
۲. استاد هم مجرد است هم شکارچي!
۳. استاد دنبال بهانه اي مي گردد تا نمره بذل و بخشش کند.
ب: استاد مرد است و دانشجو پسر:
اتفاقات تکراري است.
ج: استاد زن است و دانشجو دختر يا پسر:
استاد بنده خدا کار خودش را مي کند و دانشجو ها براي خودشان آتيش مي سوزانند.
۴. روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس
معمولا هنگام امتحانات و گرفتن تقلبها رسميت پيدا مي کند. گاهي اوقات هم بعضيها موش ميدوانند
مرجع: http://forum.biabaham.com/other/۱۹۱۰-o-u-o-o-o-u-u-o-u-o-o-o-o-o-u-o-u-o-u-u-o-us-u-o.html
ب) رابطه استاد با دانشجو در استرالیا:
۱- انتقاد استاد از شاگرد يا بالعكس به معناي دشمني يا حالگيري نيست و نيازي هم به طي كردن يك دوره طولاني آشنايي با هم ندارد و مي شود همان جلسه اول آشنايي٬ بقول معروف شاخ به شاخ شد. آستانه نقد هيچ خط قرمزي و ملاحظه اي را بر نمي تابد جز توهين و افترا.
۲- رابطه استاد -دانشجو در چارچوب يكسري فكت مطرح است و مسائل عاطفي ٬ احساسي (درك كردن همديگر!) جايي ندارد.
۳- استاد در بيان نظرات خود بسيار رك و صريح است و انتظار دارد دانشجو هم چنين باشد. استاد خيلي زود وارد اصل مطلب مي شود بدون صغري كبري چيدن هاي اضافه
۴- در جلسات رو در رو يا هر گونه مكالمه يك حس طنز و گوشه و كنايه هم مطرح است. بطور خاص استراليايي ها دوست دارند حاشيه هم بروند (مثلا دو تا بد و بيراه به نخست وزير بگويند) و دوست ندارند فقط بحث در رابطه با موضوع اصلي باشد . بقول خودشان از زبان رنگارنگ colourful language استفاده مي كنند.
۵- استاد را مي شود به اسم كوچك صدا كرد. با هم سيگار كشيد ٬ قهوه خورد و ….
۶- براي ملاقات استاد در دفتر كار حتما قرار قبلي لازم است. قرار بايد در وقت اداري يا ساعت كار باشد. بموقع سر قرار رفتن و پانكچواليتي خيلي مهم است.
۷- آسانترين و سريعترين راه دسترسي از طريق ايميل است و استاد سعي مي كند در اولين فرصت ممكن تحت هر شرايطي جواب ايميل را بدهد (البته نه درخواست نامعقول يا جانك ميل).
۸- جلسات گرو هي و ميتينگ ها با اينكه خيلي جدي و مهم تلقي مي شوند ولي اين بمعني خشك و عبوس بودن نيست. ريلكس و راحت.
۹- وقتي دانشجو از يك موضوعي كلي گويي مي كند٬ استاد حتي اگر يك مورد استثنا هم سراغ داشته باشد به رخ دانشجو مي كشد.
۱۰- استاد از بكار بردن هر صفت عالي تو سط دانشجو - كه توي ايران خيلي مرسومه ! - مثل بهترين ٬ اولين ٬ عاليترين ٬ كاربردي ترين و …. اصلا خوشحال نمي شود و آنرا دال بر ناداني دانشجو از دامنه كار يا موضوع طرح مي داند.
۱۱- دانشجو موقع پرزنتيشن و ارائه كار بايد از هرگونه بزرگنمايي ٬ اغراق و كلي گويي خودداري كند.
۱۲- نظر دادن راجع به يك موضوع يا طرح تا وقتي با آمار ٬ ارقام يا گرافيك همراه نباشد خيلي جدي گرفته نمي شود. بكار گرفتن احساس و قسم و … كمكي به تفهيم بهتر نمي كند.
۱۳- استاد از اعتماد بنفس دانشجو يا هرگونه خلاقيت و خوش سليقگي خوشحال مي شود و متعاقبا ابراز احساسات مي كند.
۱۴- نيازي به توضيح دادن جزئيات كار نيست. و اصولا روش كار هم زياد جدي گرفته نمي شود مهم نتيجه خروجي است. اتفاقا از روش تحقيق يا محاسبات كلاس بالا زياد خوشش نمي آيد !
۱۵- روي قول استاد با خطاي ۱۵٪ مي شود حساب كرد. اگر كاري از دستش بر نيايد يا در حوزه اختيارش نباشد بدون رودربايستي جواب منفي مي دهند. Sorry
۱۶- استاد با اعمال سياست دايي جان ناپلئوني سعي مي كند با دانشجو در نيفتد٬ البته اگر موردي پيش آمد سعي مي كند بيشتر دانشجو ضرر كند تا خودش.
۱۷- استاد در مورد نحوه پوشش ٬ قيافه٬ مذهب ٬ لهجه ٬ رنگ پوست و موارد ديگزي كه حريم شخصي دانشجو تلقي مي شود اصلا دخالت يا قضاوت نمي كند و احترام مي گذارد. سوئ استفاده از موقعيت استادي يا توهين و تحقير جايي ندارد و قابل شكايت و پيگيري قانوني است.
۱۸- تقريبا صدر در صد مسئوليت كار (و هر اتفاقي كه بيفتد ) با دانشجو است حتي اگر دانشجو كاري را به توصيه استاد انجام داده باشد.
۱۹- اگر جواب سئوال را بداند اينقدر توضيح مي دهد كه دانشجو بگويد بسه ! اگر بلد نباشد راحت مي گويد نظري ندارم
0- رابطه استاد-شاگرد فقط در محيط دانشگاه معتبر است و بيرون از دانشگاه بي معني .
مرجع: http://iran-uk.com/article.php?id=۱۴۲۹۰
ج) توصیه ای از سوی رهبری:
من خلأيي را در ارتباط استاد و دانشجو مشاهده مكنم كه اين خلأ بايد به وسيلهي شما پُر شود. دانشجوي ما در محيط علمي ضمن اين كه علم ميآموزد، ميتواند خيلي از درسهاي غير آن علمِ مورد نظر را هم از استاد بياموزد و فراگيرد. از جملهي آنهاست: غرور ملي دانشجو، علاقهمندي به ميهن، دلبستگي به آيندهي كشور، افتخار به تاريخ و گذشتهي كشور. اينها عواملي است كه ميتواند در يك جوان دانشجو تأثيرات بسيار عميق و مثبتي بگذارد. البته من در صدد انكار عوامل گوناگوني كه ممكن است جواني را دلسرد يا مأيوس و دلخسته كند نيستم؛ اينها هم عواملي است در جاي خود محفوظ، اما اين بخش هم ناديده گرفته نشود كه استاد در كلاس درس ميتواند دانشجوي خود را متديّن و معتقد به دين بار بياورد؛ چنانكه ميتواند ملحد و منكر همهي مقدسات هم بار بياورد؛ ولو كلاس، كلاسِ علم و دين نباشد، در كلاس فيزيك، در كلاس طبيعي، در كلاس تاريخ و در هر كلاس ديگر. استاد ميتواند يك انسان دلبسته و مباهات كنندهيه به كشور و داراي چنين روحيهاي بار بياورد؛ ميتواند هم يك انسان لاابالي، بيعلاقه، نادلبستهي به ميهن و به گذشته و آيندهي كشور بار بياورد. استاد متواند اين نقش را در كلاس ايفا كند. اتفاقاً اعتقاد من اين است كه در زمينهي تبليغ دين، مؤثرترين وسيلهاي كه متواند دانشجو را ديني و علاقهمند به مباني ديني بار بياورد، همين نكتهةا و اشارهها و كلمههايي است كه يك استاد ميتواند در كلاس با شاگردان خودش در ميان بگذارد. اشارهاي از يك استاد، گاهي اوقات تأثيرات عميقي در دل مي ؛ذارد؛ اما گاهي عكسش ديده ميشود
و اما مثالی برای این کلام از وبلاگ ارتباطات ایده آل تحت عنوان رفتار استاد درس می دهد نگفتار او به آدرس: آدرس http://mfatorehchi.blogfa.com/post-۵۷.aspx
چندی است عبارت حکیمانه ای از سوی روابط عمومی با ذوق دانشکده بر تابلو ها خود نمایی می کند که “رفتار استاد درس می دهد نه گفتاراو”.امروز با کمی تآمل در این عبارت نقض ونگاهی به گذ شته در یافتم که تا چه اندازه این گفته صادق است بویژه زمانی که می بینم آموخته های علمی که از اساتید بزرگوارم در ذهنم مانده چه اندک ودر مقابل تآثیر روانی واخلاقی برخی از آن عزیزان بر من چه بسیار وعمیق بوده است.بگونه ای که برخی فضائل نیک آنان همواره در نظرم هویدا می شود و سعی بر مشق آن فضائل می کنم.والبته در کلاس های در سی ام نیز در یافته ام که آنقدر که دانشجویان به رفتار وسکنات وپند واندرزهای معلم خود گوش فرا می دهند به درس این علاقه را گاهآنشان نمی دهندوالبته چه بسا برخی از آنان علاقه دو چندانی به فر اگیری دروس پیدا می کنند.
د)لینک های مفید:
رابطه استاد راهنما و دانشجو(دکتر محمد عطاران) http://www.attaran.net/weblog/archives/۱۷۲.php
Tags: استاد, توصیه رهبر به اساتید, دانشجو, دانشگاه, رابطه استاد و دانشجو
Related posts
دستهها: دانشگاه، دانشجو و استاد بازدید ها: 3,014
سلام
خيلي جالب بود
در ضمن مدت تبليغ هم تمام شده
salam
من بودم!
—-
سلام، یه سوال تو ذهنم و به عنوان یک دختر ازتون می پرسم، یا اینکه دوست داری شوهرت تو رو به خاطر خوبی هات، یا تو را به خاطر خدا و نزدیک شدن به خدا، و یا تو را به خاطر عشق ورزیدن دوست داشته باشه؟
یه چیزیه دیکه، جایی خوندم که مجنون دریایی از عشق بود، و اگر جای لیلی دختر دیگری هم بود ، مجنون باز هم مجنون بود! آیا با این تفکر موافقی ممنون؟
ممنون می شم جوابتو به ایمیلم ارسال کنی
javab ro be (e-mailet)!!! Ferestadam
shado
Movafagho
Mandegar Bashi