کلاس درس دانشگاه، یا تنبل خونه شاه عباس
امروز دیگه کم کم داشت حالم بد می شد! نمی دونم کلاس درس بود یا بقالی! من شاگرد زرنگی نیستم، شاید جزو تنبل ها هم باشم ولی هرچیزی کلاس و قانون خودش رو باید داشته باشه.
درس اول ترافیک بود و استاد (خانوم بودند) طبق معمول همه استاد های خانم یک کمی تو کنترل کلاس مشکل داشت، از طرفی هم می خواستند همه را راضی نگه دارد و کار دمکراتیک باشد، کل کلاس به این گذشت که استاد تقریبا ۱۰۰ صفحه جزوه اینگلیسی را بین گروه ها تقسیم بندی کند! در حالی که می شد در کمتر از ۱۰ دقیقه اینکار رو کرد، یه ۲۰ دقیقه ای کلاس آزاد بود که بچه ها خودشان هم گروهی هایشان برای ترجمه را انتخاب کنند، (البته تا اخر کلاس هی می رفتند هم گروهی را عوض می کردند!)یه ۲۰ دقیقه ای هم طول کشید که جزوه مرتب بشود و بقیه اش به این گذش که به هر گروه ۱۰ برگ برای ترجمه بدهند، خدا عالم است که چند گروه از این گروه ها می دهند بیرون با صفحه ای ۹۰۰ تومان ترجمه می کنند و به استاد تحویل می دهند!!! ولی سره همین ۱۰ -۱۵ صفحه هرکی می رسید چونه می زد: استاد تو رو به خدا یه صفحه کمش کنید و…
خلاصه توی ۱.۴۵ دقیقه وقت کلاس یک کلمه هم درس داده نشد، اکثرا هم از این موضوع راضی….
کلاس بعدی شیمی بود ، درس ۳ واحدی که باید ۳.۵ تشکیل بشه، نیم ساعت استاد دیر تشریف اوردند یه یک ربعی هم منتظر مانند تا دانشجویان متفرق جمع شوند، نیم ساعت بحث سره اینکه امتحان ۲۱ سوال تستی و ۴ سوال تشریحی باشد یا ۲۷ سوال تستی و ۳ سوال تشریحی!!! نیم ساعت هم وسطش به اصطلاح آنتراک داده شد (همون زنگ تفریح خودمون، نیست بچه ها خسته شده بودند!) نیم ساعت آخر هم بچه ها با صدای خسته نباشید ،کلاس رو تعطیل کردند از۳.۵ با ورتون نمی شه که یک ساعت هم استاد مفید درس نداد!
آخرین کلاس هم با مدیر گروه بود، از شیوه کاریش خوشم اومد اولین جلسه گفت بچه ها من یک ربع دیر تر می آیم سر کلاس که شما همه جمع شده باشید!!! از اونور هم نیم ساعت زود تر می رم چون ساعت ۷.۵ دیگه تاریکه من شما رو همون ۷ می فرستم که خسته هم نشید!!!
این وضع دانشگاه ما است! همون دانشگاهی که رهبری چقدر روش تاکید می کنه و می گه چشم و امید من و مسولان کشور به شما جون ها است ( راستم میگه به این آقایونی که سر کار هستند که نمی شه زیاد اعتماد کرد!زورشون را تا حالا زدند بعضی ها زورشون درست بوده و خوب زور زدند و بعضی ها…)
این پست رو به مناسبت روز معلم و استاد زدم!
اینو تو ذهنمون بنویسیم که اگر کشوری آباد می خواهیم، خارج از این همه تعارف ادعایی که داریم که ما فلان هستیم و بی سار! اجداد ما کورش هست و دین ما اسلام ، باید تنبلی و این مسخره بازی ها رو بزاریم کنار!
جدا این مسخره بازی ها و تنبلی ها هم دودش به چشم ما می ره و هم مملکت رو ویران می کنه.
Tags: تنبلی, تنبلی در دانشگاه, جهاد علمی, دانشگاه, مشکلات ایران, کلاس دانشگاه
Related posts
دستهها: جامعه و اجتماع, دانشگاه، دانشجو و استاد بازدید ها: 628
سلام
اين مسائل در دانشگاههاي ما عاديه البته متاسفانه
يه استاد خانومي داشتيم که مقيد بود به مسائل ديني و پوشش دخترها و پسرها و چيزاي ديگه
بگذريم که امتحان فيزيولوژي که توي دانشگاه ميگرفت
اشک همه حتي دانشجوهاي زرنگ رو درمياورد …
سرساعت ميامد کلاس
مثلا راس ۱۰ تا ۱۱:۴۵
يه ربع اول به اين ميگذشت که چرا کسي نيومده و اگه اينجوري باشه آخر ترم ارفاقي نميکنم
بگيد که بعدا گله نکنن و اسمشو نو ميدم گروه و از اين حرفها
يه ربع ديگه هم ميگفت که چه چيزايي قراره امروز بگيم و اگه بتونيم اين چيزا رو ميگيم و اگرنه جلسه ديگه و …
يه ربع هم وقت کم داريم بايد فوق العاده بزاريم کي بزاريم و …
يه ربع هم سر اونهاي که دير اومدن غر ميزد
بقيه کلاس هم که مثلا درس ميداد اينقدر تند ميگفت که حتي نت هم نميشد برداشت
و مجبور بود تکرار کنه
و بين اين مطالب درسي هم وقتهاي اضافه ي مخصوص به خودش رو داشت
چون گريزي ميزد به مسائل دانشگاه و دانشجوها و اجتماع
خلاصه اگه بجاي اينکه اينهمه حاشيه بره درسشو ميداد
وقت کم نمياورد که بخواد شاکي بشه از دانشجوها
حالا اينو از دانشگاه دولتي بگير برو به آزاد
حالا بعدا ميگن چرا هيچي نميشيم …
استادهاي ديگر و درسهاي ديگر هم بماند ….