دو آفت اجتماعی از مهمانی: جابجایی مدیران قطاری، عدم آموزش مدیران
اما در آن مهمانی (دو پست قبل تر) بحث های مفیدی هم انجام شد، من از اون مهمانی دو آفت که واقعا جامعه ما دچارش شده رو فهمیدم:
یکی سیاست زدگی است ودیگر روش تربیت مدیر با استفاده از سیستم آزمون و خطا است، این دو تا با هم ترکیب شده و زیان بزرگی به مملکت و کشور وارد می کند.یک رئیس جمهور با دیدگاه سیاسی خود (اصلاح طلب، ولایت پذیر، توسعه اقتصادی و…) می آید و تمام مدیرانی که با او هم فکر هستند را سر کار می آورد و مدیرانی که افکاری مخالف افکار او دارند را عوض می کند (ولو شخصی که بر می دارد از جایگاه و تخصص در آن کار برخوردار باشد). توجیه اینکار هم این است که ما می خواهیم یک مجموعه منسجم و یکدست داشته باشیم، تا بهتر بتوانیم کار کنیم، اگر همه در همه زمینه ها هم عقیده باشند ، در عمل ما سریع پیشرفت می کنیم.
نتیجه اینکه مثلا وزیر صنعت چون با اصلاحات سیاسی کشور (مثلا) موافق نیست عوض می شود و یک نفر دیگر که با اصلاحات سیاسی موافق است ولی با صنعت آشنا نیست روی کار می آید، تا سیستم از نظر عقیدتی یک پارچه شود.
(برای همین که یکی در یک دوره وزیر امور خارجه است، در یک دوره ریس سازمان صدا و سیما و …) مشکل دوم از همینجا شروع می شود که متاسفانه مدیران ما در کشور با روند خطا و تجربه مدیر می شوند! مدیریت را جایی اموزش نمی بینند، یا اگر آموزش می بینند صرفا جنبه گزارشی و اینکه یه کاری کرده باشیم ، دوره را می گزرانند، سر کلاس دوره مدیریت می نشینند، اما نه به عنوان یک دانشجو ، بلکه به عنوان یک استاد! خوب وزیر جدید صنعت ما به جای اینکه اول تحقیق کنندت و بعد اجرا کنند، اول اجرا می کنند و بعد در مورد پیامد ها و نتایج اجرا، تحقیق می کنند! این وسط هم ملت بیچاره… . هم گروهیان و هم حزبیان محترم هم از سر این تقصیرات کوچک می گذرند، چون یک گروه هم عقیده بهتر است، و بلاخره این وزیر جدید هم آدم است، و آدم جایز الخطا!!! این روند ۴ یا ۸ سال می گذرد، در این زمان گروه جدیدی سرچشمه می گیرد، دولت را نقد می کند، و دوباره این گروه جدید با افکار و عقاید جدید روی کار می آیند و خوب حالا مدیران باید عوض شوند ، و مدیران جدید بی آیند که هم عقیده و هم فکر باشند…..
این مشکل در همه سطوح دیده می شود، حتی در سطوح فرهنگی و کوچک تر،
خلاصه(دو مشکل وضعیت فعلی ما):
اول : مدیران به صورت آزمون و خطا در حیطه مدیریت ، مدیر می شوند نه با تحقیقات و کلاس های آموزشی، مشاوره و مطالعه،
دوم: به بهانه هم عقیده بودن و منسجم بودن ، افراد خبره در کارهای حیطه خود کنار گذاشته می شوند ، مثلا وزیر صنایع و معادن زیاد به اصلاحات سیاسی معتقد نباشد، ولی بتواند وزارت صنایع را خوب اداره کند. به مراتب بهتر است از وزیری که نتواند وزارت صنایع (وزارت خودش را) خوب اداره کند ، اما به اصلاحات سیاسی معتقد باشد.
در پست بعدی ان شا الله راجب این دو موضوع از دیار کفار نمونه هایی براتون می زنم
نظر یادتون نره، یا حق
Tags: سیاست و مدیریت, مدیران چمدانی, مدیریت, نقد دولت
Related posts
دستهها: جامعه و اجتماع, مدیریت دولتی, مدیریت و برنامه ریزی بازدید ها: 436