به تفاهم رسیدن سریع در جلسه خواستگاری
من چند بار که رفتم خواستگاری دیدم هرچی به طرف می گم طرف مقابلم قبول می کند! وزود ته حرف ها درمی آید! با خودم گفتم این چه خواستگاری رفتنی شد! دلیلش چیه که ما اینقدر زود به تفاهم می رسیم؟ خوب فکر کردم ، یه مقاله هم در سایت همدردی دیدم که کمکم کرد، فهمیدم من سوالات خواستگاری رو خیلی کلی می پرسم و جوابم رو خیلی عاقلانه می دم! برای همین طرف مقابل سریع قبول می کنه و این نمی زاره که من بهفهمم طرف مقابل دقیقا چه اندیشه ای داره و راجب این موضوع نظرش چی هست! فلذا از این به بعد سعی می کنم در جلسه اول موضوعات را کلی مطرح کنم و بعد وارد جزئیات بشوم و سوالات جزیی تری بپسرم.
اما این سریع به تفاهم رسیدن دو دلیل دیگر هم داشت که البته مثبت هستند:
یکی اش اینه که من سیستم خواستگاری سنتی را پذیرفتم (که قبلا راجبش بحث کردم) خلاصه اش اینه که من یک سری از شرایط خیلی مه که هم برای خودم و هم برای خانوادم مهم است را با خانواده صحبت کردم و قرار شده که قبلا از هر گونه مزاحمت حضوری پشت تلفن مطرح کنند و راجبشون به تفاهم برسند (مثلا بحث سربازی، درس که هنوز دانشجو هستم و .. که ۵۰ درصد تلفن ها همینجا طرف مقابل (خانواده دختر) می گه نه!!!)
دلیل دوم اینه که قبل از تلفن و رفتن این بحث هم کفو بودن رو مد نظر می گیریم، و در جلسه اول ،خطوط فرمز و ملاک های اصلی را مشخص می کنیم، که این خط قرمز ها برای من ، همان واجب و حرام ها است، و ملاک معیار اصلی آن چیزی که خدا به واسطه قرآن ، پیغمبر و امامان گفته، من در جلسات خواستگاری واقعا به قدرت دین و چار چوب فکری اکه اون در اختیارم می زاره پی بردم .
من صراحتا بیان می کنم که ملاک من دینم است ، اگر جایی به بینم همسرم داره از این ملاک و معیار کند تر و یا تند تر می رود به استناد به همین ملاک با هم صحبت می کنیم و بلعکس وقتی من روی موضوعی اصرار بی خود می کنم یا بی توجهی می کنم همسرم با استناد به همین ملاک می تواند مرا قانع کند .
در واقع با بیان این حرف ما زندگی خود را عملا از برخورد های سلیقه ای و دلبخواهی دور می کنیم، و به یک دستگیره محکم که الحق هم محکم و جامع است و طرف هر دو را دارد ( و نه فامیل پسر اون رو نوشتند و نه فامیل دختر خانم، بلکه خدا اون رو نوشته!) چنگ می زنیم. بنا بر این طرف مقابل احساس آرامش بیشتری می کند و راحت تر می پذیرد.
خلاصه : من دیدم درجلسات خواستگاری سریع به تفاهم می رسیم پس علت یابی کردم سه علت داشت : اول (منفی) کلی گویی وکلی بودن سوالات من (پس باید رفع شود) دوم: ایجاد یک فیلتر اولیه مادرم در تلفن شرایط کلی را مطرح می کرد سوم: داشتن یک خطوط قرمز و مشخص و قرار دادن یک ملاک اصلی برای زندگی که هر دو طرف آن را قبول دارند.
Tags: اسلام و خواستگاری, تسریع در خواستگاری, تفاهم در خواستگاری, خاستگاری, خواستگاري, خواستگاری, دین و ازدواج, شرایط خواستگاریRelated posts
دستهها: ازدواج, خواستگاری و پیرامون آن, زندگی بازدید ها: 151
سلام دوست عزیز البته تمام این حرفها درسته اما باید خیلی بیشتر از اینها ادم دقت کنه اخه مردا عینی بعضی مردها خیلی دیر میشه به شخصیت واقعی شون پی برد و واقعا سخته وقتی زندگی شروع بشه بعد ادم بفهمه تمام تصوراتش اشتباه بوده اونوقته که دیگه خیلی دیره
اما اگه بخوایم مردارو بشناسیم همه عر باید امتحانش کنیم
خدا کنه آدم گیر ناتوش نیوفته (چه مردش چه زنش!) وگر نه به این راحتی نمیشه تشخیص داد، راسته که می گن ازدواج مثل هندونه نه بریده است، می شه با روش زدن کمی به درونش پی برد، ولی به واقعیتش نه
—
مطالبت خیلی خوب بود. اینکه می گی ارزش دین را در خواستگاری فهمیدم میشه یه ذره توضیح بدی؟
ممنون
سلام من ارش ۲۵ ساله از تهران دنباله يه دختر خوب ونجيب براي ازدواج دائم ميگردم.۰۹۳۶۳۸۳۳۹۹۵
اول بگویید که شما دنبال چی هستید؟
چون می گویید چند جا خواستگاری رفته اید و در همه جا هم به تفاهم رسیده اید. پس چرا قبول نکرده اید و جای دیگری رفته اید؟
به نام یکتا
سلام
من نگفتم همه جا به تفاهم رسیدیم! گفتم طرف مقابلم قبول می کنه. صرفا قبول کردن طرف مقابل به زبان که کافی نیست، باید به این نکته برسی که واقعا داره قبول می کنه و این شرایط رو داره، بعدم تو هم باید قبول کنی، به قول مادرم می گه دختر ها مثل گل هستند، حالا یه پسری از گل زرد خوشش میاد یکی از قرمز یکی…
یا همون علف به دهن بزی خوش بیاد هست.
بعدم فقط دختر هم نیست! ممکنه دختر قبول کنه ولی پدر و مادر با توجه به شرایط نه چندان مطلوب من (سربازی نرفتم!) ممکنه قبول نکنند، یا بگن برو دو سال دیگه بیا