نباید ترسید
به نام یکتا
من از نظر درسی شاگرد زرنگی نیستم، روی بعضی درس ها خیلی ضعیفم، مثلا یکی از درس های ۳ واحدی رو ۴ یا ۵ بار افتادم!شاید یکی از دلایل اصلی این باشه که دلیل خاصی برای درس خوندن نداشته باشم!
البته شاید هم این دلیل، بهانه ای بیش نباشد!شاید من ترسیده باشم!آره ترسیده باشم، برای خیلی از ما این موارد پیش می آید، در واقع ما از چیزی می ترسیم و بعد شروع می کنیم به بهانه تراشیدن ودلیل آوردن، یه عنوان مثال شخص از تاریکی می ترسد(مثلا به دلیل دیدن یک فیلم ترسناک و ..)، به هش میگویند برو فلان چیز را بیاور، میگوید تارک است ممکن پام به چیزی بخوره و بشکنه!
من از وقتی توی دبیرستان به یک مبحث جدید رسیدیم، از اون مبحث ترسیدم، چون یک چیز تازه و نا آشنا بود(اصولا خیلی از آدم ها از چیز های ناشناخته و جدید می ترسند).شروع کردم به بهانه تراشی که از زیر یادگیری اون درس فرارکنم ، برای کنکور هم اون مبحث رو نخوندم و وقتم رو روی مباحث دیگر گذاشتم، به تبع سوالات توی کنکور رو هم که مربوط به اون بود نتونستم جواب بدم.توی نیم سال های تحصیلی هم به هرمبحث درسی می رسیدم که اون مبحث را لازم داشت، گیر می کردم، اما باز هم نمی خوندم، من از یک چیز جدید ترسیده بودم و از اون فرار کرده بودم،کم کم و با شکست در درس هایی که به این مبحث درسی مرتبط میشد، ترس من تبدیل شد به واژه نمی توانم!با خودم میگفتم من دیگر نمی توانم این مبحث را یاد بگیرم! نا امیدی و جودم را می گرفت، ماجرا به همین جا ختم نشد!هر چند به ظاهر برایم این موضوع بی اهمیت بود و به دیگران می گفتم چون علاقه ندارم این درس ها را نمی خوانم، ولی در درونم طوفان بود،من نتوانسته بودم یک مشکل ساده را حل کنم!
کم کم این موضوع روی اراده من در انجام سایر کار ها هم تاثیر گذاشت، تا می امدم درس دیگری بخوانم اینگار کسی می گفت نمیتوانی!
کم کم درسم ضعیف شد، با ضعف درسی بچه ها شروع می کردند به مسخره کردن من، فلانی چند بار فلان درس رو افتادی؟هنوز پاسش نکرد؟ بابا، بابا بزرگ. ریش سفید می خوای پایت فوی بشه؟
اول با خودم نشستم رو راست و با صداقت صحبت کردم، به خودم قبولاندم که اگر من توی فلان مبحث درسی ضعیفم، دلیل نمی شه که توی سایر درس ها هم ضعیف باشم!لذا شروع کردم سایر درس ها رو محکم خوندن، ولی توی اون مبحث کذایی هنوز ضعیف بودم، این چند وقت چندتا از این ترم صفری ها (کسانی که تازه به دانشگاه اومدن و ترم اول و دومشون هست رو می گویند ترم صفری!!!)شروع کردن به مسخره کردن من به خاطر همون مبحث درسی من به غیرتم بر خورد.
این ترم به امید خدا تصمیم گرفتم با ترسم به جنگم و اون مبحث درسی رو یاد بگیرم، می خوام اون چیزی رو که ازش می ترسم تبدیل کنم به نقطه قوتم! امام علی می گوید راه مبارزه با ترس حمله کردن و هجوم آوردن به آن است! اگر از تاریکی می ترسی با توکل بر خدا، خودت را به دل تاریکی بزن،نهایتش این است که در تاریکی چیزی وجود دارد که تو نمی دانی و می ترسی ان به تو ضرر به زند، حد اکثر ضرر تاریکی به تو این است که جانت را بگیرد!این بهتر از آن است که تو عمری با ترس از تاریکی زندگی کنی!
منتظر نظراتتون هستم
Related posts
دستهها: شخصی و شخصیتی, مطالب برگزیده بازدید ها: 1
vaghan ali bod manamm vazeiati mesle shoma daram